أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

35

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

حجّت نباشد و تعجيل عذاب نميكند باز مىنهد روزى را كه در آن روز هر نفسى آنچه كرده باشد از خير و شرّ و نفع و ضرّ و طاعت و معصيت همه حاضر يا به دو آنچه كرده باشد از بدى تمنّا كند و دوست دارد كه از ميان او و ميان آن عمل كه كرده بود غايتى و مسافتى دور باشد مقاتل گفت : چندانكه ميان مشرق و مغرب ، نظيرش : يا ليت بينى و بينك بعد المشرقين مىبترساند خداى تعالى شما را از عقاب و او آنخدايست كه مهربانست بر بندگان خويش . [ سوره آل‌عمران ( 3 ) : آيات 31 تا 32 ] قُلْ إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ وَ يَغْفِرْ لَكُمْ ذُنُوبَكُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ ( 31 ) قُلْ أَطِيعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْكافِرِينَ ( 32 ) حسن بصرى گفت : در عهد رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جماعتى دعوى كردند كه ما خداى را دوست داريم حقّ تعالى گفت : دوستى را علامتى بود و آن آن بود كه از فرمان دوست بيرون نيايند و دوست او را دوست دارند اين محمّد دوست منست اگر شما راست ميگوئيد متابعت او كنيد تا من نيز شما را دوست دارم دوستى من آنست كه دوستان مرا دوست داريد و فرمان من بريد و در من عاصى نرويد . تعصى الإله و أنت تظهر حبّه * هذا محال فى القياس بديع لو كان حبّك صادقا لأطعته * انّ المحبّ لمن يحبّ مطيع ابو صالح از عبد الله عباس گفت كه : آيت در جهودان آمد كه ايشان گفتند : نحن ابناء اللّه و احبّاؤه ، و گفته‌اند كه در ترسايان نجران آمد كه ايشان گفتند : ما عيسى را مىپرستيم و تعظيم ميكنيم براى دوستى خداى ، خداى تعالى اين آيت فرستاد كه اگر عيسى را على زعمكم براى دوستى من مىپرستيد رسول مرا كه محمّد است متابعت كنيد بگو ايشانرا اى محمّد : اگر خدايرا دوست ميداريد پس روى و متابعت من كنيد تا خداى تعالى شما را دوست دارد و گناههاى شما را بيامرزد و خداى تعالى آمرزنده و مهربانست رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چون اين آيت برايشان خواند عبد الله ابى منافق بود اصحابش را گفت : نمىبينيد كه محمّد دوستى خود چون دوستى خدا ميدارد و ما را ميفرمايد تا او را همچنان دوست داريم كه ترسايان عيسى را خداى تعالى بجواب ايشان آيت فرستاد و گفت : بگو : اى محمّد [ أَطِيعُوا اللَّهَ ] كه خدايرا و رسول خدايرا